دروس آموزش ترجمه و مفاهیم قرآن کریم سوره نساء آیات ۷۷ تا ۱۰۰- استاد حمید صفار هرندی

درس ۱۸۱
آیه ۷۷ و ۷۸ سوره نساء
حمید صفار هرندی
،،،،،،،،،-،،،،،،،،،،-،،،،،،،،،،-،،،،،،،،،،،،
بسم الله الرحمن الرحيم
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآَخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا (۷۷) أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكُكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا (۷۸)
ترجمه کلمه های آيات درس:
كُفُّوا: بازداريد
أَقِيمُوا: بپاداريد
آتُوا: بدهيد
كُتِبَ: مقرر شد، نوشته شد
قِتَال: جنگ، جنگيدن
إِذَا: ناگهان
فَريق: گروه، دسته
يَخْشَوْنَ: می ترسند
كَخَشْيَةِ(کَ+خَشْيَة): مانند ترس
أَشَدَّ خَشْيَةً: شديدتر(از نظر)ترس، ترسی شديدتر
لِمَ: برای چه؟، چرا؟
كَتَبْتَ: مقرّر کردی، نوشتی
لَوْلَا: چرا نه؟!
أَخَّرْتَنَا(أَخَّرْتَ+نَا): تأخير انداختی برای ما
لَوْلَا أَخَّرْتَنَا: چرا تأخير نينداختی برای ما
أَجَل: زمان، سرآمد
قَرِيب: نزديک
مَتَاع: کالا، بهره مندی
قَلِيل: اندک
خَيْر: بهتر
مَن: کسی که
اتَّقَى: تقوا پيشه کرد
لَا تُظْلَمُونَ: ستم نمی بينيد، مورد ظلم واقع نمی شويد
فَتِيل: (به اندازه) رشته ميان شکاف هسته خرما
أَيْنَمَا: هرجا
تَكُونُوا: باشيد
يُدْرِكُكُمُ(يُدْرِكُ+كُمُ): در‎می‎يابد
مَوْت: مرگ
لَوْ: اگرچه، گرچه
كُنْتُمْ: باشيد
بُرُوج: جمع«بُرج: برج»
مُشَيَّدَة: محکم
إِنْ تُصِبْهُمْ(إِنْ+ تُصِبْ+هُمْ): اگر برسد به آنها
حَسَنَة: خوبی
يَقُولُوا: می گويند
سَيِّئَة: بدی
هَؤُلَاء: اينان
لَا يَكَادُونَ: نزديک نيست(نزديک نيستند)
يَفْقَهُونَ: می فهمند
لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ: نزديک نيست که بفهمند، نمی خواهند بفهمند
حَديث: سخن، گفتار
نکات مناسب برای ترجمه آيات:
۱. «کُفّوا ايديکم»: بازداريد(از جنگ) دستانتان را.
۲. «لِمَ»؛ در اصل «لِ: برای + ما: چه» بوده است و طبق قواعد زبان عربی «ما» تبديل به «مَ» شده است.
۳. «قل کلٌّ من عند الله»؛ تنوين
«کلٌّ» را تنوين عوض می نامند زيرا در عوض و به جای مضاف اليه حذف شده آورده می شود به عبارت ديگر «کلٌّ» در اصل «کلّ اصابة الحسنة و السيئة» بوده است يعنی رسيدن خوبی و بدی، همه از سوی خداست. و اين مضاف اليه حذف شده است و به جای آن تنوين آمده است. بنابراين در ترجمه عبارت بالا می گوييم: بگو همه (آنها: رسيدن خوبی و بدی به انسان) از نزد خداست. لازم به ذکر است که منظور از سيئة در اينجا، حادثه بد مانند سختی ها و خطرات و ناگواری ها است.
۴. «فمال هؤلاء»؛ در اصل «فما لهؤلاء » بوده که در رسم الخط قرآن به اين صورت نوشته شده است. معنای آن: پس چه (پيش آمده است) برای اينان.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
آيات درس قبل و ترجمه آن:
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآَخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا (۷۷) أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكُكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا (۷۸) آيا ننگريستيد به کسانی که گفته شد به آنها بازداريد(از جنگ) دستانتان را و به پا داريد نماز را و بدهيد زکات را، پس زمانی که مقرر شد بر آنها جنگ، ناگهان گروهی از آنها می ترسيدند از مردم مانند ترس از خدا يا ترسی شديدتر و گفتند پروردگار ما برای چه مقرر کردی بر ما جنگ را، چرا تأخير نينداختی برای ما(کار جنگ را) تا زمانی نزديک؟ بگو بهره مندی دنيا اندک است و آخرت بهتر است برای کسی که تقوا پيشه کرد و ستم نمی بينيد (به اندازه) رشته ميان شکاف هسته خرما.(۷۷) هرجا باشيد درمی يابد شما را مرگ و اگرچه باشيد در برج هايی محکم و اگربرسد به آنها خوبی ای می گويند اين از نزد خداست و اگر برسد به آنها بدی ای می گويند اين از نزد تو(پيامبر) است، بگو همه ی (آنها: رسيدن خوبی و بدی به انسان) از نزد خداست پس چه (پيش آمده است) برای اينان که نزديک نيست بفهمند سخنی را؟!(۷۸)
مفهوم آيات:
در آيه ۷۷ گروهی از مسلمانان مورد ملامت قرار گرفته اند که در دوران ضعف نهال اسلام همواره به پيامبر صلی الله عليه و آله می گفتند که چرا خداوند فرمان جنگ نمی دهد ولی هنگامی که در مدينه از آنان برای شرکت در نبرد با مشرکان دعوت شد، بهانه جويی می کردند و تقاضای تأخير انداختن جنگ را می کردند. در پايان آيه سبب اين پرهيز از نبرد با دشمن را دنياگرايی می شمرد و به آنان گوشزد می کند که بهره مندی دنيا اندک است و اگر اهل تقوا باشيد آخرت برايتان بهتر است. آنگاه در آيه ۷۸ هراس از مرگ و گريختن از اين سرنوشت حتمی همه انسان ها را بی حاصل می داند و يادآوری می کند که اگر در مستحکم ترين برج ها هم پناه بگيريد، از چنگال مرگ نمی توانيد بگريزيد. با عنايت به ارتباط اين آيه با آيه قبل، گويی به آنان می فرمايد که اگر قرار است بميريد، چه بهتر که در نبرد با دشمنان خدا مرگی شرافتمندانه را برگزينيد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درس ۱۸۲
آیه ۷۹ و ۸۲ سوره نساء
حمید صفار هرندی
-------------------------------------------
بسم الله الرحمن الرحيم
مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا (۷۹) مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا (۸۰) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (۸۱) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (۸۲)
ترجمه کلمه های آيات درس:
أَصَابَ: برسد(رسيد)
كَفَى: کافی است(کافی بود)
مَنْ: هرکس
يُطِع: اطاعت کند
أَطَاعَ: اطاعت کرده اند(اطاعت کرد)، فرمانبرداری کرده است(فرمانبرداری کرد)
تَوَلَّى: روی گردانند(روی گردانْد)
حَفِيظ: نگهبان، نگاهبان
طَاعَة: اطاعت، فرمانبرداری
بَرَزُوا: بيرون می روند(بيرون رفتند)
بَيَّتَ: شبانه تدبير می کنند(شبانه تدبير کرد)
طَائِفَة: گروه
تَقُولُ: می گويی
يَكْتُبُ: می نويسد
يُبَيِّتُونَ: شبانه تدبير می کنند
أَعْرِضْ: روی بگردان
تَوَكَّلْ: توکّل کن
وَكِيل: کارساز، نگهبان
لَا يَتَدَبَّرُونَ: تدبر نمی کنند
وَجَدُوا: می يافتند(يافتند)
اخْتِلَاف: تفاوت، اختلاف
كَثير: بسيار
نکات مناسب برای ترجمه آيات درس:
۱. «ما اصابک»؛ «ما» شرطيه و به معنای «هرچه، هرآنچه» می باشد.
۲. «فقد اطاع»؛ با توجه به اين که «قد» بر سر فعل ماضی آمده، به صورت ماضی نقلی ترجمه می شود: اطاعت کرده است. از سويی در بخش پايانی آيه می فرمايد: فما ارسلناک عليهم : پس نفرستاديم تو را بر آنها. بنابراين، «مَن» را بايد به صورت جمع(: کسانی که) و فعل پس از آن را نيز به صورت جمع معنا کنيم: اطاعت کرده اند.
۳. «يقولون طاعة»: می گويند(کار و وظيفه ما) اطاعت است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
آيات درس قبل و ترجمه آن:
مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا (۷۹) مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا (۸۰) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (۸۱) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (۸۲) هرچه برسد به تو از خوبی پس از خداست و هرچه برسد به تو از بدی پس از خودت است و فرستاديم تو را برای مردم فرستاده ای و کافی است خدا که گواه است.(۷۹) کسانی که اطاعت کنند پيامبر را پس قطعاً اطاعت کرده اند خدا را و کسانی که روی گردانند پس نفرستاديم تو را بر آنها نگهبان.(۸۰) و می گويند(کار و وظيفه ما) اطاعت است، پس هنگامی که بيرون می روند از نزد تو، شبانه تدبير می کنند گروهی از آنها غير آنچه را که می گويی و خداوند می نويسد آنچه را شبانه تدبير می کنند. پس روی بگردان از آنها و توکل کن بر خدا و کافی است خدا که کارساز است.(۸۱) پس آيا تدبر نمی کنند (در) قرآن؟! و اگر بود از نزد غير خدا، حتماً می يافتند در آن اختلافی بسيار.(۸۲)
مفهوم آيات:
در آيه ۷۹ به پيامبر صلی الله عليه و آله خطاب می کند که امور مطلوب و خوشايندی که به شما می رسد از خداست زيرا او خير محض است و منشأ هيچ شری نيست و آنچه بدی و ناخوشايندی به شما می رسد از کاستی خود انسان هاست، زيرا محدوديت انسان مانع تحقق خير محض در وجود او می شود. آنگاه می فرمايد: ای پيامبر ما تو را برای مردم فرستاديم و انکار حقانيت تو لطمه ای به اين رسالت نمی زنيم زيرا ما گواه آن هستيم. در آيه ۸۰ اطاعت از پيامبر را برابر با فرمانبرداری از خداوند می شمرد و در پايان آيه می فرمايد: اگر کسی از اطاعت تو روی بگرداند، خداوند او را به اجبار به فرمانبرداری تو وا نمی دارد و کسی که زيان خواهد ديد خود اوست.
در آيه ۸۱ درباره سست ايمانان می فرمايد: آنان در برابر فرمان های پيامبر ادعای اطاعت می کنند ولی در محفل های شبانه خود بر خلاف اين ادعا می گويند و تصميم می گيرند. خداوند به پيامبرش می فرمايد از اينان روی بگردان و بر خدا توکل کن و کارشکنی و سستی اينان تو را نگران نکند.
آيه ۸۲ بيانگر منشأ الهی قرآن است و و برای اثبات اين امر، به عدم اختلاف در قرآن استدلال می فرمايد. قرآن کريم همگان را به تدبر در قرآن فرا می خواند و لازمه اين تدبر را دستيابی به اين حقيقت می داند که: قرآن کتابی يکدست و هماهنگ است و برخلاف آثار آدميان، اختلاف و تناقضی در آن وجود ندارد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درس ۱۸۳
آیه ۸۳ و ۸۶ سوره نساء
حمید صفار هرندی
-------------------------------------------
بسم الله الرحمن الرحيم
وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلا (۸۳) فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا (۸۴) مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا (۸۵) وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا (۸۶)
ترجمه کلمه های آيات درس:
جَاءَ: بيايد(آمد)
أَمْر: چيز، امر
أَمْن: امنيت
أَو: يا
خَوْف: ترس
أَذَاعُوا: پخش می کنند(پخش کردند)، فاش می کنند(فاش کردند)
رَدُّوا: باز می گرداندند، بازگردانند(بازگرداندند)
أُولِي الأَمْر: صاحبان امر، اولی الامر
عَلِمَ: می دانستند، می دانند(دانست)
يَسْتَنْبِطُونَ: استنباط می کردند، استنباط می کنند
لَوْلا: اگرنبود
فَضْلُ: فضل، لطف
لاتَّبَعْتُمُ(ل+اتَّبَعْتُم): حتماً پيروی می کرديد
قَاتِلْ: بجنگ
لَا تُكَلَّفُ: موظّف نيستی
نَفْسَكَ: خودت
حَرِّض: تشويق کن
عَسَى: اميد است، چه بسا
أَنْ يَكُفَّ: که بازدارد
بَأْس: آسيب، قدرت
كَفَرُوا: کافر شدند، کفر ورزيدند
أَشَدُّ: شديدتر، سخت تر
تَنْكِيل: کيفر
مَنْ: هرکس
يَشْفَعْ: وساطت کند، شفاعت کند
شَفَاعَة: وساطت، شفاعت
حَسَنَة: خوب
يَكُنْ: می باشد
نَصِيب: بهره، نصيب
سَيِّئَة: بد

كِفْل: سهم، نصيب
مُقِيت: توانا، قوت رسان
حُيِّيتُمْ: درود گفته شويد(درود گفته شُديد)
تَحِيَّة: درود، تحيّت
حَيُّوا: درود بگوييد
أَحْسَن: بهتر
رُدُّوهَا(رُدُّوا+هَا): بازگردانيد آن را
حَسِيب: حسابرس
نکات مناسب برای ترجمه آيه های درس:
۱. «امر من الامن او الخوف»؛ امر به معنای چيز است و منظور در اينجا خبر است، پس آن را خبر معنا می کنيم: خبری از امنيت(پيروزی) يا ترس(شکست).
۲. « وَلَوْ رَدُّوهُ ... لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»؛ «لو» فعل های «ردوا» و «عَلمَ» و «يستنبطون» را به معنای ماضی استمراری در می آورد. می توان برای «لو» عمل «اِن شرطیه» قائل شويم و در آن صورت، فعل های ذکر شده را بايد به صورت مضارع ترجمه می کنيم؛ بنابراين فعل های مذکور را به دو صورت(ماضی استمراری و مضارع) می توان ترجمه نمود.
۳. «عسی الله أن يکفّ»؛ «أن» را بعد از «عسی» معنا کنيد: اميد است که خدا باز بدارد.
۴. «اشدّ بأساً و اشدّ تنکيلاً»؛ «بأساً» و «تنکيلاً» طبق قواعد زبان عربی، تمييز است و برای ترجمه «تمييز» معمولاً از ترکيب«از نظر» استفاده می کنيم: شديدتر است از نظر قدرت و شديدتر است از نظر کيفر. ترجمه روان اين جمله چنين است: قدرتش بيشتر و کيفرش شديدتر است.
۵. «بتحية»؛ «ب» باء استعانت و به معنای «با، به وسيله» است: با درودی.
۶. «بأحسنَ منها»؛ «ب» باء استعانت و به معنای «با، به وسيله» است: با بهتر از آن.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
آيات درس قبل و ترجمه آن:
وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلا (۸۳) فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا (۸۴) مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا (۸۵) وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا (۸۶) و هنگامی که بياید به سوی آنها خبری از امنيت(پيروزی) يا ترس(شکست) پخش می کنند آن را و اگر باز می گرداندند آن را به پيامبر و به صاحبان امر از آنها/از خودشان، حتماً می دانستند آن را کسانی از آنان که استنباط می کردند آن را، و اگر نبود فضل خدا بر شما و(نبود) رحمتش، حتماً پيروی می کرديد از شيطان مگر اندکی(از شما).(۸۳) پس بجنگ در راه خدا، موظف نيستی مگر خودت، و تشويق کن مؤمنان را، اميد است که بازبدارد خدا آسيب کسانی را که کافر شدند و خدا شديدتر است از نظر قدرت و شديدتر است از نظر کيفر(قدرتش بيشتر و کيفرش شديدتر است).(۸۴) هرکس وساطت کند وساطتی خوب، می باشد برای او بهره ای از آن و هر کس وساطت کند وساطتی بد، می باشد برای او نصيبی از آن و می باشد خدا بر هر چيزی توانا.(۸۵) و هنگامی که درود گفته شويد با درودی، پس درود بگوييد با(درودی) بهتر از آن يا بازگردانيد آن را، قطعاً خداوند می باشد بر هر چيزی حسابرس.(۸۶)
مفهوم آيات:
در آيه ۸۱ توجه مسلمانان سست ايمان به شايعات دشمن را در بزرگنمايی قدرت دشمنان و خبر حمله آنها مورد سرزنش قرار می دهد و می فرمايد شما می توانستيد به جای نشر خبرهای بی اساس که روحيه مسلمانان را تضعيف می کند، آنها را با پيامبر يا مؤمنان آگاه و بابصيرت در ميان بگذاريد و قطعاً آنها برای شما حقيقت را بيان می کردند و شما را از گرفتار شدن در دام رسانه ای دشمن، رهايی می بخشيدند.
شأن نزول آيه ۸۲ :
پس از نبرد احد، ابو سفيان با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قرار گذاشت كه در موسم بدر صغرى (يعنى بازارى كه در ماه ذى القعده در سرزمين بدر تشكيل مى‏شد) بار ديگر رو برو شوند، با فرارسيدن آن زمان، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مسلمانان را به حركت به سوی بدر فراخواند، ولى گروهی از مسلمانان حاضر به حرکت نشدند. اين آيه نازل شد و پس از فراخوان مجدد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، تنها هفتاد نفر با رسول خدا همراه شدند، ولى ابو سفيان (بر اثر وحشتى كه از رو برو شدن با سپاه اسلام داشت) از حضور در آنجا خوددارى كرد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با همراهان سالم به مدينه بازگشتند. در اين آيه خداوند می فرمايد: اين فرمان را حتی اگر شده به تنهايی اجرا کن، اگر مسلمانان تخلف کردند و با تو همراه نشدند وظيفه تو فقط تشويق آنان به اين نبرد است. در آيه ۸۵ سخن از وساطت خوب است که جزای خير برای فرد واسطه دارد همان گونه که وساطت در کار بد نيز موجب شريک شدن در آن کار بد خواهد بود. آيه ۸۶ بيانگر آداب تحيت و سلام است و از مؤمنان می خواهد که تحيت و درود را به صورتی بهتر و زيباتر پاسخ گويند و يا حداقل برابر همان درود، پاسخ دهند.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درس ۱۸۴
آیه ۸۷ و ۹۰ سوره نساء
حمید صفار هرندی
-------------------------------------------بسم الله الرحمن الرحيم
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا (۸۷) فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا (۸۸) وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا (۸۹) إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا (۹۰)
ترجمه کلمه های آيات:
يَجْمَعَنَّ: حتماً جمع می کند
لَا: نيست
رَيْب: شک، ترديد
مَنْ: چه کسی؟
أَصْدَقُ: صادق تر، راست تر
حَديث: سخن، گفتار
ما لکم: چه(پيش آمده است) برای شما
فِئَتَيْنِ: مثنای «فِئَة: گروه»
أَرْكَسَ: واژگون کرده است(واژگون کرد)
كَسَبُوا: انجام دادند، به دست آوردند
تُرِيدُونَ: انجام می دهيد
أَنْ تَهْدُوا: که هدايت کنيد، اين که هدايت کنيد
أَضَلَّ: گمراه کرد
يُضْلِلِ: گمراه کند
لَنْ تَجِدَ: هرگز نخواهی يافت
وَدُّوا: دوست دارند(دوست داشتند)
لَوْ: که، اين که، آن که
تَكْفُرُونَ: کفر بورزيد
كَما: همچنان که
كَفَرُوا: کفر ورزيدند
تَكُونُونَ: باشيد
سَوَاء: مساوی
لَا تَتَّخِذُوا: نگيريد، برنگزينيد، انتخاب نکنيد
أَوْلِيَاء: جمع«وَليّ: سرپرست، دوست، وابسته، پيوسته»
حَتَّى يُهَاجِرُوا: تا هجرت کنند
إِنْ تَوَلَّوْا: اگر روی گرداندند
خُذُوهُمْ(خُذُوا+هُمْ): بگيريد آنها را
اقْتُلُوهُمْ(اقْتُلُوا+هُمْ): بکُشيد آنها را
حَيْثُ: هرجا
وَجَدْتُمُوهُمْ(وَجَدْتُم+هُمْ): يافتيد آنها را
لا: نه
نَصِير: ياور
يَصِلُونَ: بپيوندند
مِيثَاق: پيمان، ميثاق
حَصِرَتْ: به تنگ آمده است
صُدُورُ: جمع«صَدر: سينه»
يُقَاتِلُوا: بجنگند
شَاءَ: بخواهد(خواست)
سَلَّطَ: مسلط می کند(مسلط کرد)
قَاتَلُوا: می جنگند(جنگيدند)
إِن اعْتَزَلُوا: اگر کناره گيری کنند، اگر کناره گيری کردند
لَمْ يُقَاتِلُوا: نجنگيدند
أَلْقَوْا: پيشنهاد دادند، افکندند
سَلَم: صلح، تسليم
مَا جَعَلَ: قرار نداده است(قرار نداد)
نکات مناسب برای ترجمه آيات درس:
۱. «الی يوم القيامة»؛ بسياری از مفسران «الی» را در اينجا به معنای «فی: در» می دانند: در روز قيامت.
۲. «و من اصدق من الله حديثاً»؛ «حديثاً» از نظر دستور زبان عربی تمييز است و ترجمه آن«از نظر گفتار» است. بنابراين معنای جمله «ومن اصدق ...» اينچنين است: و چه کسی صادق تر است از خدا از نظر گفتار.
۳. «فمالکم في المنافقين فئتين»: پس چه (پيش آمده است) برای شما که در باره منافقان دو گروه شده اید؟
۴. «والله ارکسهم»؛ واو حاليه و به معنای« در حالی که» است: در حالی که خداوند واژگون کرده است آنها را.
۵. بما کسبوا»؛ «ب» سببيه و به معنای «به سبب» است: به سبب آنچه انجام داده اند.
۶. حصرت صدورهم؛ جمله حاليه است، پس ترجمه می کنيم: در حالی که به تنگ آمده است سينه هايشان.
۷. «لو شاء الله»؛ با توجه به اين که «لو» گاهی مانند «اِن» شرطیه معنای فعل ماضی را به مضارع تبديل می کند شاء را «بخواهد» معنا کنيد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
آيات درس قبل و ترجمه آن:
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا (۸۷) فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا (۸۸) وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا (۸۹) إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا (۹۰)
خداوند نيست معبودی جز او، حتماً جمع می کند شما را در روز قيامت که نيست شکی در آن و چه کسی صادق تر است از خدا از نظر گفتار.(۸۷) پس چه (پيش آمده است) برای شما که در باره منافقان دو گروه شده ايد؟! در حالی که خداوند واژگون کرده است آنها را به سبب آنچه انجام داده اند. آيا می خواهيد که هدايت کنيد کسی را که گمراه کرد خدا و هرکس را گمراه کند خدا پس نخواهی يافت برای او راهی را.(۸۸) دوست دارند که کافر شويد همچنان که کافر شدند، پس باشيد مساوی؛ پس نگيريد از آنها سرپرستانی/دوستانی را تا هجرت کنند در راه خدا، پس اگر روی گرداندند پس بگيريد آنها را و بکُشيد آنها را هرجا که يافتيد آنها را و نگيريد از آنها سرپرستی/دوستی و نه ياوری.(۸۹) مگر کسانی که بپيوندند به قومی که ميان شما و ميان آنها پيمانی است يا به تنگ آمده است سينه هايشان (از) اين که بجنگند با شما يا بجنگند با قومشان. و اگر بخواهد خدا حتماً مسلّط می کند آنها را بر شما پس می جنگند با شما. پس اگر کناره گيری کردند از شما پس نجنگيدند با شما و پيشنهاد دادند به شما صلح را، پس قرار نداده است خدا برای شما بر(ضد) آنها راهی را.(۹۰)
مفهوم آيات:
در آيه ۸۷ خبر از بازگشت حتمی همگان در قيامت و حضور در دادگاه الهی سخن می گويد.
شأن نزول آيه ۸۸ : از ابن عباس نقل شده که برخی از اهل مكه بظاهر مسلمان شده بودند، ولى در واقع در صف منافقان قرار داشتند، از اين رو به به مدينه مهاجرت نکردند، اما سر‎انجام مجبور به خروج از مكه شدند. در باره چگونگى برخورد با اينان در ميان مسلمانان اختلاف افتاد، عده‏اى معتقد به طرد آنها و بعضى از افراد گفتند: ما چگونه با كسانى كه گواهى به توحيد و نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داده‏اند بجنگيم؟ آيه نازل شد و دسته دوم را در برابر اين اشتباه سرزنش و سپس راهنمايى كرد. آنگاه در آيه ۸۹ می فرمايد: منافقانی که از مرزبندی با آنها سر باز می زنيد، در حقيقت خواهان کافر شدن شما هستند تا مانند آنها شويد، پس با آنان پيوند و دوستی برقرار نکنيد تا اين که رفتاری شفاف نسبت به اسلام از خود نشان دهند و به مدينه مهاجرت کنند و اگر چنين نکردند بدانيد که دشمن هستند و بايد هرجا آنها را يافتيد، اسيرشان کنيد و در صورتی که مقاومت کردند، خونشان را بريزيد. در آيه۹۰ گروه‎هايی را از اين حکم قهرآميز، استثنا می‎فرمايد:
۱. مشرکانی که با گروه‎هايی از با هم پيمانان مسلمانان پيمانی دارند. ۲. کسانی که به سبب عدم قدرت نه با شما می جنگند نه با مشرکان و اعلام بی طرفی کرده اند. آنگاه می فرمايد: مبادا ناتوانی اين گروه شما را به ستم و تعدی وادارد؛ زيرا خداوند می تواند همين گروه اندک و ناتوان را بر شما مسلط کند و اگر می خواست چنين می کرد، پس هرگز دچار غرور يا وسوسه نشويد. و اگر اينان از درگيری با شما پرهيز کردند و پيشنهاد صلح دادند، خداوند به شما هرگز اجازه نخواهد داد که آنان را مورد تعرض و حمله قرار دهيد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درس ۱۸۵
آیه ۹۱ تا ۹۳
حمید صفار هرندی
ّّ......................ّ..........
بسم الله الرحمن الرحيم
سَتَجِدُونَ آَخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا (۹۱) وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (۹۲) وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا (۹۳)
ترجمه کلمه های آيات درس:
سَتَجِدُونَ: به زودی خواهيد يافت
آَخَرِينَ: جمع«آخَر: ديگر»
يُرِيدُونَ: می خواهند
أَنْ يَأْمَنُوكُمْ: که درامان باشند از شما
كُلَّ مَا: هر‎زمان، هر‎وقت
رُدُّوا: بازگردانده شوند(بازگردانده شدند)
فِتْنَة: فتنه
أُرْكِسُوا: با ‎سر فرو می افتند
لَمْ يَعْتَزِلُوا: کناره گيری نکردند
يُلْقُوا(لم يُلقوا): پيشنهاد ندادند
سَلَم: صلح
يَكُفُّوا(لم يکُفّوا): باز نداشتند
خُذُوهُمْ: بگيريد آنها را
حَيْثُ: هرجا
ثَقِفْتُمُو(ثقفتم): يافتيد، دست يافتيد
أُولَئِكُمْ: آنان
جَعَلْنَا: قرار داديم
سُلْطَان: تسلّط، چيرگی
مُبِين: آشکار
مَا كَانَ: نيست
أَنْ يَقْتُلَ: اين که بکُشد
خَطَأ: خطا، اشتباه
قَتَلَ: بکُشد(کُشت)
تَحْرِيرُ: آزاد کردن، آزاد سازی
رَقَبَة: برده
دِيَة: خونبها، ديه
مُسَلَّمَة: پرداخت شده، تسليم شده
أَهْل: خانواده
أَنْ يَصَّدَّقُوا: اين که ببخشند
عَدُوّ: دشمن
لَمْ يَجِدْ: نيابد(نيافت)
صِيَام: روزه
شَهْرَيْنِ: مثنای «شَهر: ماه»
مُتَتَابِعَيْنِ: مثنای«مُتَتابِع: پی در پی، پشت سر هم»
يَقْتُلْ: بکُشد
مُتَعَمِّدًا: عمداً، به عمد، از روی عمد
خَالِد: جاودان، جاويدان
غَضِبَ: غضب می کند(غضب کرد)
لَعَنَ: لعنت می کند(لعنت کرد)، از رحمت به دور می دارد(از رحمت به دور داشت)
أَعَدَّ: آماده می کند(آماده کرد)
نکات مناسب برای ترجمه آيات درس:
۱. «ستجدون آخرين»: به زودی خواهيد يافت ديگران(گروهی ديگر).
۲. «الفتنة»؛ منظور فتنه بت پرستی و شرک است.
۳. «يلقوا اليکم السلم و يکفوا ايديهم»؛ فعل های «يلقوا» و «يکفوا» عطف به «لم يعتزلوکم» هستند، يعنی در حقيقت «لم يلقوا» و «لم يکفّوا» بوده اند، بنابراين معنای آنها منفی است: پيشنهاد ندادند به شما صلح را و بازنداشتند دستانشان را(از جنگ با شما).
۴. «اولئکم»؛ معنای اين کلمه با «اولئک» فرقی ندارد و فقط نشان دهنده جمع بودن افرادی است که مورد خطاب آيه هستند.
۵. «سلطاناً مبيناً»: تسلطی آشکار.
۶. «ماکان لمؤمن»: نيست برای هيچ مؤمنی(حقی و عذری).
۷. «فتحرير رقبة»؛ پس(بر او است) آزاد کردن برده ای.
۸. «دية مسلمة»: ديه پرداخت شده(: که پرداخت می شود).
۹. «فإن کان من قوم عدو لکم»: پس اگر باشد(مقتول) از قومی که دشمن هستند برای شما.
۱۰. «توبةً من الله»؛ مفعول له است و اين گونه معنا می شود: برای (پذيرش) توبه از سوی خداست.
۱۱. «خالداً»؛ حال است و معنا می شود: که جاودان است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
آيات درس قبل و ترجمه آن:
سَتَجِدُونَ آَخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأُولَئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا (۹۱) وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (۹۲) وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا (۹۳) به زودی خواهيد يافت ديگران(گروهی ديگر) را که می خواهند که درامان باشند از شما و درامان باشند از قومشان، هر زمان که بازگردانده شوند به فتنه(بت پرستی) باسرفرومی افتند در آن. پس اگر کناره گيری نکردند از شما و پيشنهاد ندادند به شما و بازنداشتند دستانشان را(از جنگ با شما) پس بگيريد آنها را و بکشيد آنها را هرجا که يافتيد آنها را و آنان قرار داديم برای شما بر آنها تسلطی آشکار.(۹۱) و نيست(حقی و عذری برای هيچ مؤمنی که بکشد مؤمنی را مگر به خطا، و هر کس بکشد مؤمنی را به خطا پس(بر اوست) آزاد کردن برده ای مؤمن و ديه پرداخت شده(: که پرداخت می شود) به خانواده او مگر اين که ببخشند. پس اگر باشد(مقتول) از قومی که دشمن است برای شما در حالی که (خودِ مقتول) مؤمن است، پس(بر اوست) آزاد کردن برده ای مؤمن. و اگر باشد(مقتول) از قومی که ميان شما و ميان آنان پيمانی است، پس(بر اوست) ديه پرداخت شده(: که پرداخت می شود) به خانواده اش و آزاد کردن برده ای مؤمن، پس هر کس نيافت پس(بر اوست) روزه دوماه پی در پی برای پذيرش توبه از سوی خدا، و می باشد خدا دانا و باحکمت.(۹۲) و هر کس بکشد مؤمنی را به عمد، پس کيفر او جهنم است که جاودان است در آن و غضب می کند خدا بر او و لعنت می کند او را و آماده کرده است برای او عذابی بزرگ را.(۹۳)
مفهوم آيات:
در آيه ۹۰ از گروهی سخن به ميان آمد که بنای مدارا با مسلمانان را دارند و از سويی با قوم مشرک خود نيز قصد ستيز ندارند. قرآن کريم اعلام بی طرفی اين گروه را می پذيرد و تعرض به آنان را حرام می شمرد. گروه ديگری که در آيه ۹۱ معرفی می شوند، به ظاهر شبيه همان گروه قبلند ولی در حقيقت مشرکانی هستند که از درِ نفاق وارد شده اند و به ادعايشان نبايد اعتماد کرد. در شأن نزول اين آيه روايت کرده اند که گروهی از اهل مکه نزد پيامبر صلی الله عليه و آله آمدند و اظهار اسلام کردند ولی نزد مشرکان نيز اعلام وفاداری به آيين شرک آميز می کردند و به بت ها سجده می کردند! اينان انسان های دورو و فريبکار و دغل بازی هستند که هرگاه ميدانی برای آنان باز شود در جبهه مشرکان با مؤمنان خواهند جنگيد؛ بنابراين اگر صف خود را از مشرکان جدا نکردند و تسليم نشدند بايد با آنان به شدت برخورد شود. خداوند در آيه ۹۲ و آيه ۹۳ برخی از احکام فقهی در باره قتل نفس(کشتن انسان) را بيان می فرمايد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درس ۱۸۶
آیات ۹۴ تا ۹۶
استاد حمید صفار هرندی
................................
بسم الله الرحمن الرحيم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (۹۴) لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا (۹۵) دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (۹۶)
ترجمه کلمات آيه های درس:
ضَرَبْتُمْ: مسافرت می کنيد(مسافرت کرديد)
تَبَيَّنُوا: تحقيق کنيد
لَا تَقُولُوا: نگوييد
أَلْقَى: افکند
لَسْتَ: نيستی
تَبْتَغُونَ: می جوييد، طلب می کند
نيد
عَرَض: متاع
الْحَيَاةِ الدُّنْيَا: زندگی دنيا
عِنْدَ: نزد
مَغَانِم: جمع«مَغنَم: غنيمت، منفعت»
كَذَلِكَ: اينچنين
كُنْتُمْ: بوديد
مَنَّ: منّت نهاد
تَعْمَلُونَ: انجام می دهيد
لَا يَسْتَوِي: مساوی نيستند(مساوی نيست)
قَاعِدُونَ، قَاعِدِينَ: جمع«قاعِد: وانشسته، نشسته»
غَيْرُ أُولِي الضَّرَر: غير صاحبان زيان
مُجَاهِدُونَ، مُجَاهِدِينَ: جمع«مُجاهِد: مجاهد، جهادگر، جهادکننده»
أَنْفُس: جمع«نَفس: جان»
فَضَّلَ: برتری داد
وَعَدَ: وعده داده است(وعده داد)
حُسْنَى: (پاداش) خوب
دَرَجَات: جمع«دَرَجَة: درجه، رتبه»
مَغْفِرَة: آمرزش
رَحْمَة: رحمت
نکات مناسب برای ترجمه آيه های درس:
۱. «القی اليکم السلام»: به شما سلام کرد، به شما سلام کرد.
۲. «تبتغون عرض الحيوة الدنيا»؛ اين جمله حاليه است، پس در هنگام ترجمه ابتدا «در حالی که» يا «و حال آن که» بياوريم: در حالی که می جوييد متاع زندگی دنيا را.
۳. «مِن قَبلُ»: قبل از اين، پيش از اين.
۴. «لايستوي القاعدون»؛ فعل «لايستوی: مساوی نيست» مفرد است ولی از آن جهت که فاعل آن(القاعدون) جمع است، آن را نيز جمع معنا می کنيم: مساوی نيستند.
۵. «غيراولي الضرر»: غير صاحبان زيان(آنان که بيماری و عذری برای جنگ ندارند).
۶. «کلّاً»؛ تنوين «کلّ» تنوين عوض است يعنی به جای مضاف اليه حذف شده آمده است پس معنا می کنيم: هريک را، هرکدام را، هر دو گروه را.
۷. «درجاتٍ منه»؛ درجات از نظر دستور زبان عربی، بدل يا عطف بيان است «اجراً» در آيه قبل است. ترجمه می کنيم: (آن پاداش بزرگ) درجاتی است از سوی او
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
آيات درس قبل و ترجمه آن:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (۹۴) لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا (۹۵) دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (۹۶) ای کسانی که ايمان آورده ايد، هنگامی که مسافرت می کنيد در راه خدا پس تحقيق کنيد و نگوييد به کسی که به شما سلام کرد نيستی مؤمن، در حالی که می جوييد متاع زندگی دنيا را، پس نزد خدا غنيمت های بسياری است. (خودتان هم) اينچنين بوديد پيش از اين(پيش از مسلمانی تان) پس منت نهاد خدا بر شما. پس تحقيق کنيد قطعاً خدا می باشد به آنچه انجام می دهيد آگاه.(۹۴) مساوی نيستند وانشستگان از مؤمنان غير صاحبان زيان(: کسانی که بيماری يا ناراحتی ای ندارند) و مجاهدان در راه خدا با مال هايشان و جان هايشان، برتری داد خدا مجاهدان با اموالشان و جان هايشان را بر وانشستگان درجه ای، و هر(‎دو‎گروه) را وعده داده است خداوند (پاداش) خوب و برتری داد خداوند مجاهدان را بر وانشستگان پاداشی بزرگ.(۹۵) (آن پاداش بزرگ) درجاتی است از سوی او و آمرزشی و رحمتی است و می باشد خدا بسيار آمرزنده و مهربان.(۹۶)
مفهوم آيات: در آيه ۹۴ ضربتم با قيد في سبيل الله به کار رفته تا معلوم شود که منظور از سفر کردن، سفر برای جهاد است. می فرمايد: سفر برای جهاد با بررسی و دقت نظر عمل کنيد و دشمن را از دوست و مخاصمه گر را از کسی که دست تسليم بالا برده است بازشناسيد. در شأن نزول اين آيه نقل شده است که: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از بازگشت از نبرد خيبر «اسامة بن زيد» را با گروهی از مسلمانان به سوى يهوديانى كه در يكى از روستاهاى «فدك» زندگى مى‏كردند فرستاد، تا آنها را به سوى اسلام و يا قبول شرايط ذمّه دعوت كنند. يكى از يهوديان به نام «مرداس» به استقبال مسلمانان شتافت، در حالى كه به يگانگى خدا و نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گواهى مى‏داد. اسامة بن زيد به گمان اين كه اظهار اسلام مرد يهودى از ترس جان و مال است، به او حمله كرد و او را كشت. خبر اين جريان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را آزرد و به اسامه فرمود: تو مسلمانى را كشتى، «اسامة» گفت: اين مرد از ترس جان و براى حفظ مالش اظهار اسلام كرد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: تو كه از درون او آگاه نبودى، چه مى‏دانى؟ شايد به راستى مسلمان شده است، در اين زمان آيه نازل شد و به مسلمانان هشدار داد که چگونه به نامسلمانی کسی که تسليم شما شده و اظهار اسلام کرده است، اتهام نامسلمانی می زنيد؟! آنگاه می فرمايد: سبب اين قضاوت شتابزده شما، به طمع به غنيمت گرفتن اموال آن شخصی است که به پندار شما نامسلمان شمرده می شود! به خاطر بياوريد که شما هم پيش از اسلام بسان همان تازه مسلمان بوده ايد. در آيه ۹۵ خداوند مؤمنان را به دو گروه وانشستگان و مجاهدان تقسيم می کند، گرچه برای مسلمانی هردو گروه، پاداش خوب در نظر گرفته است ولی به مجاهدان بشارت می دهد که آنان را با اجر و پاداشی بزرگ بر وانشستگان برتری داده است. آن پاداش بزرگ را در آيه ۹۶ به صورت جزئی تر معرفی می کند که عبارت است از: درجات و رتبه های اعطايی از سوی خدا و آمرزش و رحمت الهی.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درس ۱۸۷
آیات ۹۷ تا ۱۰۰
استاد حمید صفار هرندی
..............................
بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (۹۷) إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا (۹۸) فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (۹۹) وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (۱۰۰)
ترجمه کلمات آيه های درس:
تَوَفَّی: به تمامی می گيرند(به تمامی گرفت)
ظَالِمِي: جمع«ظالِم: ستمکار، ستمگر» با حذف «ن» جمع
قَالُوا: می گويند(گفتند)
فِيمَ(في+ما): در چه؟
كُنْتُمْ: بوديد
كُنَّا: بوديم
مُسْتَضْعَفِينَ: جمع«مُستَضعَف: ضعيف شمرده شده»
لَمْ تَكُنْ: نبود
وَاسِعَة: گسترده، وسيع
فَتُهَاجِرُوا(فَ+تُهاجِروا): تا هجرت کنيد، که هجرت کنيد
مَأْوَی: جايگاه
سَاءَتْ: چه بد است!(چه بد بود!)، بد است(بد بود)
مَصِيرًا: از نظر بازگشتگاه
وِلْدَانِ: جمع«وَلَد: فرزند»
لَا يَسْتَطِيعُونَ: توانايی ندارند، نمی توانند
حِيلَة: چاره
لَا يَهْتَدُونَ: رهنمون نمی شوند، راه نمی يابند، هدايت نمی يابند
عَسَى: اميد است، چه بسا
أَنْ يَعْفُوَ: که گذشت کند، که درگذرد
عَفُوّ: بسيار بخشنده، بسیار باگذشت
مَنْ يُهَاجِرْ(مَن+يُهاجِر): هرکس هجرت کند
يَجِدْ: می يابد
مُرَاغَم: جا، اقامتگاه
سَعَة: وسعت، گستردگی
يَخْرُجْ: خارج شود، بيرون رود
بَيْت: خانه
مُهَاجِر: هجرت کننده، مهاجر
يُدْرِكْهُ(يُدْرِكْ+هُ): در‎يابد
وَقَعَ: لازم شد، واقع شد
نکات مناسب برای ترجمه آيات درس:
۱. «ساءت مصيرا»؛ «مصيراً» تمييز است و «از نظر بازگشتگاه» معنا می شود: چه بد است از نظر بازگشتگاه. می توان به صورت روان اينگونه ترجمه کرد: چه بد بازگشتگاهی است.
۲. «عسی الله أن يعفو عنهم»؛ «أن» را پس از «عسی» معنا کنيد: اميد است که خدا گذشت کند از آنها.
۳. «مُراغَماً کثيراً»: اقامتگاه(های) بسياری.
۴. «مهاجراً»؛ از نظر دستور زبان عربی حال است و معنای آن: « در حالی که مهاجر است» می باشد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------